سديد الدين محمد عوفى

254

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

دست به احسان برگشاد « 1 » بايد كه تخم اصطناع در زمين خوش روى « 2 » محاسن اخلاق « 3 » اندازد تا بر خدمت آرد « 4 » . [ فضل مروان پيشكار معتصم حكايتى از كرم و بخشش مأمون روايت مىكند ] حكايت ( 13 ) و در تاريخ « 5 » مسطور است كه فضل مروان از جملهء معارف حضرت امير المؤمنين مأمون بود و « 6 » مصالح دولت معتصم پيش از تقلد خلافت بوى مفوّض بود « 7 » . چنين گفت : كه من در خدمت امير المؤمنين عظيم گستاخ « 8 » بودم و هرگاه كه خواستمى به حضرت او رفتمى . شبى از شب‌هاى « 9 » عيد به خدمت او شدم تا در « 10 » بعضى از مصالح معتصم در خدمت او كلمه‌اى عرضه دارم . چون به درگاه رفتم « 11 » بعضى « 12 » از شب گذشته بود ، درآمدم و مرا هيچ حجابى نبود . خود « 13 » به حرمگاه « 14 » او « 15 » درآمدم ، او را ديدم كه نشسته بود و سر در پيش افكنده و شمع پيش وى مىسوخت . چون دررفتم « 16 » مرا گفت : بيا اى نبطى حكايت كنيم . پس فرمود كه به چه مهم آمده‌اى ؟ مصلحتى كه داشتم بازگفتم . پس گفتم « 17 » : امير المؤمنين را « 18 » عظيم « 19 » متأمل مىبينم موجب انديشه چيست « 20 » ؟ گفت : بدان كه فردا روز عيدست و ما را رسم بوده « 21 » است كه « 22 » وجوه حشم و معاريف « 23 » را تشريف « 24 » فاخر « 25 » داده‌ايم و انعامات متواتر « 26 » ارزانى داشته « 27 » ، و امسال

--> ( 1 ) مج : برگشايد ( 2 ) مج : رويى ( 3 ) مج : نيكو خويى ( 4 ) مج : خدمت ازو بردارد ، بنياد : بر خدمت او بردارد ( 5 ) مج + مايى ( 6 ) متن + در ( 7 ) مپ 2 - و مصالح دولت . . . بود ( 8 ) مج : بستاخ ( 9 ) مپ 2 - از شب‌هاى ( 10 ) متن و مپ 2 - در ( 11 ) متن و مج و بنياد + بعد از انكه ( 12 ) مپ 2 و مج و بنياد : پاسى ( 13 ) مپ 2 و مج و بنياد : چون ( 14 ) مج و بنياد : خاص خانه ( 15 ) مپ 2 - حرمگاه او ( 16 ) متن و مج : من درآمدم ( 17 ) مپ 2 + يا ( 18 ) متن و مپ 2 - را ( 19 ) مپ 2 + ترا ( 20 ) مپ 2 - موجب . . . چيست ( 21 ) متن - بوده ( 22 ) مپ 2 : تا ، مج + هر عيدى ( 23 ) مج : معارف ( 24 ) مج : تشريفات ( 25 ) مپ 2 - فاخر ( 26 ) مج : متوافر ( 27 ) مپ 2 - ايم و انعامات . . . داشته ، مج : داشتمى